يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو

62

سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )

جناب صاحب ديوان . در كوچهء دم منزلشان به قدرى كالسكه و اسب بود كه امكان نداشت عبور نمودن . به هزار صعوبت رفتيم داخل عمارت شديم . از پله‌ها بالا رفته داخل تالار گرديديم . تالار تقريبا بيست ذرع طول و دوازده ذرع عرض داشت و تالار ديگر به همين قرينه در جنب اين تالار بود . هر دو تالار مملو از اولياى دولت بود . شيرينى و ميوه و بستنى چيده ، يك مجلس غريبى بود . رفته نشستيم ليكن ما اشتباها به اين تالار آمديم زيرا كه جناب صاحب ديوان اينجا بود و جناب آقاى عضد الملك آن تالار ديگر . اگر چه تفاوتى نداشت ، چون مرا جناب آقاى عضد الملك وعده گرفته بودند بايد آنجا مىرفتيم . خبر به جناب آقاى عضد الملك داده خودشان برخاسته آمدند اين تالار و جناب صاحب ديوان رفتند تالار ديگر . خيلى اظهار محبت فرمودند . گفتند هيچ اطلاعى از آمدن شما به طهران نداشتم ، ديروز شنيدم و الّا ديدن مىكردم . جناب علاء الدوله كه داماد جناب عضد الملك مىباشد داخل اطاق شدند . دست پسر كوچك عضد الملك سينى اشرفى و نبات بود . اول يك حب نبات با يك اشرفى به من دادند ، بعد دوره تقسيم كردند . با وجود اينكه در اين اطاق از من معتبرتر خيلى بودند و ليكن در همه چيز مرا مقدم داشته ، چه شيرينى خوردن و چه قليان از همه بيشتر به من احترام نمودند . بعد از شربت و غيره مجلس بهم خورد . بيرون شده آمديم منزل محمد حسين خان رئيس اصطبل توپخانه كه داماد حضرت و الا ركن الدوله مىباشد . قدرى نشسته آجودانباشى را وداع كرده رفتم منزل سركار صارم الملك . شب را همانجا خوابيدم . روز پنجشنبه دهم صبح از منزل جناب صارم الملك سوار كالسكه شده رفتم بازديد جلال الملك كه جعفر قلى خان برادر جناب مجد الدوله و داماد حضرت ظل السلطان است . قدرى نشستم . از آنجا رفتم منزل حاجى ميرشكار . بعد حركت كرده رفتم منزل دندانساز . از آنجا برخاسته آمدم منزل ناهار خورده قدرى خوابيدم . از خواب برخاستم كه قوشچيها از بجنورد چهار قوش آورده‌اند . يكى را براى ميرزا عبد الله خان ميرپنجه فرستادم . دو « بهله » به جناب صاحب اختيار دادم . يكى ديگر را هم براى نواب و الا محمد حسين خان ميرآخور فرستادم . غروبى رفتم منزل سركار آجودانباشى . سركار صارم الملك هم آنجا تشريف داشتند قدرى